تبليغاتX
به انتظار ماه
به انتظار ماه
رایحه‌ی گندِ خوش خدمتی!

خوب... از کجا بگم؟!

رفقایی که صدای پاشون اینجا آشناست٬ می‌دونند که اینجا از سیاست حرفی نزدم. غیر از یک بار البته! چون سیاست از اون مزخرفاتیه که همیشه باعث اختلاف می‌شه٬ کمتر حرفشو زدم. گو اینکه اصلا بنا نداشتم اینجا هیچ وقت از این تیپ حرف‌ها بزنم. اگه روزیمون شد و بلاخره به سلامتی نشستم به نوشتن یه سایت برا خودم٬ تو بلاگ اونجا احتمالا از این حرف‌ها هم می‌زنم و مواضع خود را شفاف سازی می‌نمایم٬ است! (چه غلطا!)

اما گاهی دیگه به اون‌جای آدم می‌رسه! نه٬ یعنی... به این‌جای آدم می‌رسه! این روزا حتماً تبلیغات کشته مردگان خدمت رو شما هم می‌بینید. شاید زیر در خونه٬ یا برف‌پاک کن ماشین شما هم پر از عکس‌ها و لیست های مختلف شده باشه! اما یکی از اینا زیادی جالب بود! ببینید:

 

بوی گند خوش خدمتی!

البته اسامی سه-چهار تا از هلاک شدگان خدمت نیفتاده که چه بهتر! لطفاً به القاب و عناوین توجه کنید. مهندس فلان... دکتر بهمان... مهندس... دکتر.... اما نکته جالب اینه که کسی که از همه مهم‌تره٬ از همه کار درست‌تره و اسمش اول اومده٬ عنوانش در انتهای اسمش اومده. یعنی خوب از این عناوین بیخود که اول اسم میاد نداره٬ و لازم هم نداره! همون که انتهای اسمش اومده کارِ همه این عناوین الکی رو میکنه! بلاخره تو یک خانواده مگه چندتا دکتر باید باشه؟! همون یک دکتر کار هزارتا دکتر مهندس رو میکنه! کافیه اسمت احمدی نژاد باشه! از هرچی دکتر مهندسه سر تری! نمونشو می‌بینیم که چه میکنه...!! اینم بالاخره از همون خون تو رگاشه! اینم هلاک خدمتِ! اینم حتماً تو کار کشف مافیاست! اون یکی که اول مافیای قدرت و ثروت٬ بعد مافیای نفت رو کشف کرد. بعد وزیر محترم صنایع دولتش مافیای موبایل رو کشف کرد. بعد مافیای گرانی به محوریت رسانه‌های خالی‌بند کشف شد. بعد تو ماه رمضان مافیای نخود کشف شد که احتمال داده می‌شه رئیس این مافیا یکی از برره‌ای‌های معلوم‌الحال باشه! خوب شاید این یکی هم توی شورای شهر مافیای پرورش موش٬ یا مافیای چاله‌سازی در اتوبان٬ یا مافیای ایجاد ترافیک رو کشف کرد. خوبه دیگه! احتمالا به زودی ایتالیایی‌ها برای کمک گرفتن در مقابله با مافیا سراغ دولت خدمت گذار میاند. اگه تا حالا نیومده باشند البته! فقط مسئله اینه که این کمک باید دو طرفه باشه. چون ظاهراً دولت خدمت گذار فقط تو کار کشف مافیاست. باید از ایتالیایی‌ها برای مقالبه با مافیا کمک بگیریم!

البته شورای شهره و هر کسی می‌تونه کاندید بشه و هر گروهی هم می‌تونه از هرکسی حمایت کنه. ولی مسئله اینجاست که آیا دلیل کاندید شدن این خانم هلاکِ خدمت بودنه؟ آیا دلیل حمایت این گروه از این خانم لیاقت ایشونه؟ دلیل قرار گرفتنه اسم ایشون در ابتدای لیست این گروه چطور؟ خوب شایدم لیست به ترتیب حروف الفبا باشه! ما چه‌می‌دونیم! به ما که کلاس اول الفبارو یاد می‌دادند قدرت دست یه عده آدمه از خدا بی‌خبر بود که فقط به فکره درست کردن مناطق آزاد تجاری برای گذروندن تعطیلاتشون در اونجا بودن. حتما اون الفبارو در جهت منافع خودشون تحریف کرده بودند پدر سوخته‌ها!

همینه که حرف سیاسی نمی‌زنم! اینقدر حرف تو حرف میاد که تمومی نداره! به هر حال٬ مخلص کلام... گرچه کسی نمی‌تونه انکار کنه که کارهای خوبی هم توسط دولت داره انجام می‌شه٬ اما خرابکاری‌هایی هم توسط این عزیزان صورت می‌گیره. یکی از اون‌ها٬ ترویج اخلاق چاپلوسی و خوش خدمتیه! نمونه‌هاشو تو این مدت بسیار دیدیم. گاهی حتی بعضی چاپلوسی‌ها جنجال به پا کردند. و بعضی آفت‌ها هم که ظاهراً ماله همه‌ست. وقت کسی از خانواده‌ای به قدرت می‌رسه٬ باقی خانواده نمی‌تونه آروم بشینه که! یکی دخترش... یکی برادرش... یکی هم خواهرش!

راستی تا یادم نرفته٬ به این نفره چهارم لیست حتماً رای بدید. این بنده خدا چاک خورده‌ی خدمت به خلق‌اللهِ! اینقدر که می‌خواد همه خدمتارو تنهایی انجام بده! فقط نمی‌دونم هنوز آدرس شورای شهر یادش مونده یا بجای شورا اشتباهی میره کاخ ریاست جمهوری؟!

این بو٬ بوی گند خوش خدمتیست٬ نه رایحه‌ی خوش خدمت!

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 13:25  توسط حمید  | 
حیرت!
آه... ای عشق تو درجان و تن من جاری
دلم آن سوی زمان
 با تو آیا دارد، وعده دیداری؟
 چه شنیدم ؟
                تو چه گفتی؟
                                آری؟؟!!

حمید مصدق

2 نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 23:56  توسط حمید  | 
مهربان...

نشسته‌ای تو تاکسی٬ کنار در و از خستگی سرت افتاده کنج در و پشتیِ صندلی و با نگاه اریبت ماشین‌ها و ساختمان‌ها و بیل بوردها و درخت‌ها و آدم‌ها و آن حجم‌ها که عبور می‌کنند و نمی‌فهمی چه هستند را٬ یکی در میان رنگ می‌کنی. حتی فضولی هم نمی‌تواند سرت را برای فهمیدن "چی بودِ" آن حجم‌ها برگرداند! از لای در سوز می‌آید. نوک بینی‌ات یخ زده. باز تو فکری: "حالا چهار روز برم٬ یعنی سه روزه دیگه رو نمی‌تونم یه کاریش کنم؟! همه عجله دارن! تمام وقت! ولی این پروژه لامصب خیلیش مونده... باید یه خاکی سرم بریزم...!" یکهوانگار حشره‌ی گنده‌ای روی  پایت وول بخورد٬ از جا می‌پری! به خودت می‌آیی٬ دست تو جیبت می‌کنی و گوشی را در‌می‌آری. sms است. از جنوب. یاد گرما٬ دلت را گرم می‌کند انگار. می‌خوانی‌اش:

Eyde milade emame mehrban mobarak

همی‌طور زول زول نگاهِ صفحه سفید و فونت‌های سیاه می‌کنی٬ تا نور صفحه فِید می‌شود. بی اختیار چشم‌هات بسته می‌شود٬ ذهنت تهی انگار! دلت مشرقی می‌زند: خورشیدستان! این را با دست راستت که به سینه آمده می‌فهمی. پاها را همانطور نشسته جفت می‌کنی٬ به ادب. روی پرده‌ی سیاه پلک٬ نور خیال می‌تابد و از دور چیزی پیداست٬ خورشیدی انگار... نمِستان چشمت خورشید را تر می‌کند و خورشیدِ خیست درخششی بیش دارد. لب‌هات می‌خواهند بجنبند و چیزی را از سینه فرا می‌خوانند٬ اگر از این گره که در گلو افتاده بگذرد! نمی‌تواند بگذرد. گره‌ی سختیست. همانجا٬ تو سینه٬ چیزی لب باز می‌کند: "سلام امام مهربان"... نمی‌فهمی چطور می‌شود که گره‌ی افتاده به گلویت باز می‌شود و نمِستان چشمت قطره‌ای از خورشید را به گونه‌هات می‌آرد و لب‌هات هم می‌جنبند:

سلام امام مهربان...

2 نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 8:48  توسط حمید  | 
دنیا آمدگی در مبنای 2!

لامصب!! باز همین روز٬ همین موقع!

باورم نمی‌آید! همین دیروز بود... یعنی راسّی راسّی سیصد و شصت و خورده‌ای روز گذشت؟!! نمی‌دانستم همچی روزی را هستم یا نه! ایناش٬ نگا کن: اینجا... حالا باز اینجایم...

سالی دیگر هم گذشت... پست و بلند! بالا و پایین! پر موج و طوفان! دور از دریا. شاید حتی دورتر از قبل...! می‌دانی... فکرش را که می‌کردم٬ هزار و بیست و دو سال دیگر می‌خواهم برای انجام تصمیم‌هام! -یا به قول شما "رسیدن به آرزوهام"- انگار اصلاً حواسمان به گذر عمر و زمان نیست. همچی اتفاقی که تکرار می‌شود٬ دنیا آمدگی را می‌گویم٬ تازه یادمان می‌افتد. مثل کسی که غافل گیر شده باشد! همچی ناگهانی آمد که خشکم زد! باز همین روز٬ همین موقع! لامصب!!

بی‌خیال...! کامتو شیرین کن...

دنیا آمدگی در مبنای 2! این تیکه هم سهم تو...

اینم کیک راس راسیش!

یکی نیست بگه بیسواد! کی تا حالا ۲ هم تو مبنای ۲ میاد که میگی در مبنای ۲!!!

2 نوشته شده در  جمعه سوم آذر 1385ساعت 1:50  توسط حمید  |