خورشید با شکوهی خیره کنند٬ خود را از این سو٬ آهسته و مطمئن٬ تو دل آسمان جا میکند. آن سو اما هنوز ماه ایستاده. کم سو. آسمان انگار نمیتواند دل از او بکند. ماه دارد خیره خیره خورشید را نگاه میکند. تو دلش انگار میگوید: "بگذار...! بگذار شب بشود...!"
پنجشنبه امتحان آخر است:
فرصت شمار صحبت٬ کز این دو راهه منزل
چون بگذریم دیگر٬ نتوان بهم رسیدن